آنچه ما دریافتیم از روزگار در حضوربرترین آموزگار
آنچه مادر یافتیم از نبک و بد از شب موعود تا صبح ابد
پاسخی گویم تمنای دلم خون دل باشد مرکب درقلم
بهر این انگاشتن از وصف خود سخت تر از کندن کوه احد
لیک ما را چاره ای دیگر نبود سینه را مرهم به جز خنجر نبود
مینگارم چون که رفتن بایدم ماندن وبودن نشاید عایدم
ماتقاص کار خود را داده ایم زیر بار سخت عصیان زاده ایم
آنچه حق فرمود بد آن بوده ایم مجرمیم اما چرا آسوده ایم
از حضور روح در دستان من تا غروبش در شب تار عفن
راههای سخت را پیموده ام من در این وادی فقط من بوده ام
از منیت گر رها میشد دلم آن نفخت طرد میکردی گلم
گر چه دانستم از آن دانستنی چون کنم ماندم در این ما ومنی
پای من در گل اگر خود بود گل وان دگر بعدش خداوندا خجل
من خجل روحم خجل جانم خجل این خجالت میکند تفسیر دل
در خیالم بود تفسیری دگر وان که بودی در دل پاک بشر
نسخه از مردانگی پیچیده بود پاکها از پوکها سنجیده بود
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:47  توسط مصطفی
|

این عکس رو تا به حال دیده بودید . نظر تون چیه؟
یه عده ای هستند که میخواهند با وجود این نوع مسائل در دنیای امروز به ما بفهمانند که این مسائل بیانگر عدم وجود خداست.
غافل از اینکه علت وجود مسائلی چون مسئله ای که در عکس میبینید خود ما هستیم .
این ما هستیم که خواسته هایمان را بیش از توانمان گسترش دادیم و چون نتوانستیم به هدف برسیم چاره در غارت دیگران دیدیم.
این کودک وهزاران هزار کودک آفریقایی که در اثر گرسنگی هر روز جان میدهند وما تنها اخبارش را وگاه مثل این عکس تصویرش را میبینیم به چه دلیل است؟
-آیا خدا از نعمت هایش دریغ کرده؟
-آیا این کودک گناهی مرتکب شده؟
-پس چیست ؟چیست دلیل این همه سیه روزی وبد بختی ؟
-تا کی و تا کجا باید شاهد این گونه مسائل درد آور ومهلک بود ؟
من هم به درستی نمیدانم اما آنچه واضح و آشکار است این است که این مردم بر روی بزرگترین معادن طلای دنیا خوابیده اند وزمینهایشان بسیار حاصلخیز و مرغوب است.واز نعمت آب نیز بی بهره نمانده اند....... پس چه شده که این مسائل پیش آمده؟
مگر خدا به سایر ملتها چه داده که به اینها نداده؟
آری درست است خدا داده است. ما نخواسته ایم
آمریکا . اسراییل . انگلیس . شوروی.. و بالاخره هر ابر قدرتی که زورش رسیده این ملتها را چپاول کرده و برده وخورده وبه صغیر وکبیر این مردم رحم نکرده و بعد عده ای را به عنوان متفکرو عالم و محقق و...را به بازار داده واز آنها خواسته تا با تمام علمشان وزورشان وزرشان تقصیر را به گردن خدا بیندازندویا وجودش را انکار کنند واین بدبختی ها را حل نشدنی جلوه دهند.
نه خیر اینچنین نیست. ای انسانها ای تو ای من ای کسی که احساس داری و از بدی بیزاری و ای کسی که از دیدن این تصاویر بر خود میلرزی .قدم بردار منشین بلند شو. وباید بدانی که برای بر اندازی ظلم وجور همه ی ما باید حرکت کنیم ودست به کار شویم. این ستم ستمی به تمام انسانهای پاک دنیاست و این رنج : رنج تمام مردم دنیاست.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 11:18  توسط مصطفی
|

شما تا به حال این عکس رو دبده بودید یا نه؟
این یه دستگاهیه به نام خدا سنج یوگاد این عقربه که وسط این تصویر میبینی با چسب محکم به صفحه چسبیده سازنده این دستگاه بسیار پیشرفته یک انسان خلاق بزرگی بوده که با وجود این همه مشکل تو دنیای خدا و این همه فقر فحشا و تبعیض و جنایت دست به این اختراع عجیب بزرگ زده و خواسته یه باری رو از دوش مردم برداره
و نیز فرموده اند که خدا وجود ندارد و شمایی که ادعا داری خدا هست پس بیا این لعبت ساخت دست من رو بخر(اگه یه خر پیدا بشه بخره یه پنی به نفع منه "از طرف مخترع" )و با اون برام ثابت کن که خدا هست و نیز می توانید از ائمه و امام و پیغمبر هم کمک بگیرید هر شب هم تا صبح شمع دم امازاده روشن کنید
که اگر این کارها رو کردی و سر عقربه از رو "نه" اومد رو "بله" یعنی خدا هست
یکی نیست به این نابغه قرن بگه تو که نتونستی از این همه عجایب بزرگ دنیا پی به وجود یه نیروی ماورایی به نام خدا ببری چطوری میخواهی از این راه خدا رو بشناسی.
حالا بگذریم از این همه چرند و بازی های کودکانه
به نظر شمااگه این کار عملی بود چی می شد
آره درسته همه خرافاتی می شدن دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشد اگر کوچکترین اتفاقی می افتاد می انداختند گردن خدا
هر کی تو بی احتیاطی میمرد میگفتند خدا اونو کشته همه پولدارها مال مردم بدبخت رو می خوردند و میگفتند خدا خواسته اونها بدبخت باشند و وحشتناک آنکه همین مردم بدبخت نیز میگفتند خدا خواسته اونها خوشبخت و ما بد بخت باشیم. همه کارهای دنیا از روی روال خودش در میرفت دیگه کسی برای خودش یا دیگران کاری نمیکرد و همه می انداختند گردن خدا که خدا این کار رو خواهد کرد و با این خیال باطل که خدا همه ی کارها را انجام خواهد داد دیگر تلاشی نمی کردند و برای آبادانی دنیا قدمی بر نمی داشتند و تمام اعمال و افعال نیک و زشت خود را به خدا نسبت می دادند
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 8:56  توسط مصطفی
|
اگه تمام مطالب انجیل تحریف شده باشه این یکی حرفش کاملا بر اصالتش باقی مونده وبر مقدس بودنش نباید شک کرد.
برای ساختن انسانهای بزرگ می گوید(ای انسانها همیشه از راهی بروید که روندگان آن کم اند نه از راهی که روندگانش بسیارند)
حال شما برداشت علمای قسطنطنیه را ببینید که برای عمل کردن به این حرف همیشه از کوچه و خیابانهای خلوت می گذشتندو در معابر عمومی شهر کمتر ظاهر می شدند.
راستی شما چه برداشتی از این مطلب کردی .
اگه یکی از شما بپرسه
-خداکیه؟
-اگه تو به یکی از اصول دین معتقد نباشی میتونی نماز بخونی یانه؟
-در مورد امام حسین چی میدونی؟
-در مورد یزید چی میدونی؟
-علی ابن ابیطالب که بود؟
-دید گاه ابن ملجم در مورد علی (ع) چه بود؟
-چرا محمد بن عبد الله تمام اسیران بنی نضیر را پس از اسارت سر برید؟
-در مورد زرتشت چی میدونی؟
-در مورد عیسی؟
-در مورد موسی؟
-در مورد بودا؟
-در مورد بی خدایان چه نظری داری؟
-چرا پیامبر اسلام از ۲۵ تا ۵۳ سالگی با یک زن بیوه ثروتمند که ۲ بار ازدواج کرده بود زندگی کردحتی با وجود اینکه ۱۵ سال از خودش بزرگتر بود اما از ۵۳ تا ۶۳ سالگی رابیش از ۳۰ زن دائمی یا صیغه ای گرفت؟
-اگر عمر به ایران حمله نکرده بود ما الان چه دینی داشتیم؟
-شباهت بین تمام دینها تو چیه؟
شما چه جوابی برای این سوالها داری
من به درستی نمی دونم شکل دین توی ذهن هر کسی چیه اما خوب که دقت می کنی میبینی هر کسی اون چیزی رو که بهش یه نیروی ماورائی میده و اون رو از انجام یه سری کارها باز می داره وبالعکس به انجام یه سری کارهای دیگه تشویق میکنه رو دین میدونه.
اما چیزی که باعث تاسف منه اینه که به جای اینکه دین ما رو از یه سری خطاهاو لغزشها باز داره ودر مفهوم کلی به جای اینکه دین مارو نگه داره ما داریم دین رو نگه میداریم یعنی اینکه نشستیم داریم هی برای مرده هامون گریه میکنیم و هر روز و هر ماه و هر سال مراسم گریه افشانی بر قرار می کنیم تا جایی که حتی از این راه بی فایده بی دلیل بسیار بد مشاغل زیادی هم درست شده و عده ی زیادی دارن از این راه کسب در آمد می کنند که در نوع خودش به نظر من یه نوع دزدی آبرو مندانه ی با کلاسه.
مثل هزاران هزار مداح و روضه خوان و بهشت فروش.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 8:33  توسط مصطفی
|
چند تا سوال
شما تا به حالا آدم کشتی ؟
گربه چی ؟
اصلا تا حالا هیچ جانوری رو کشتی ؟
می دونی فرق بین آدم کشی با گربه کشی چیه ؟
شباهتش می دو نی چیه؟
اصلا چرا باید یکی دیگری رو بکشه؟
شما یه مرغی که تو خونتون بزرگ شده رو با چه جراتی میکشی؟
یا یه گوسفند یا یه بره؟
به نظر شما اگه آدم کاملا گیاه خوار بشه چطوره؟
حالا من میگم آدم حق داره یه عقرب رو تو اتاقش یا تو محل زندگیش نابود کنه یا یه مار یا هر گزنده آسیب رسون دیگه
اما حق نداره هر جانور دیگری رو به هر بهونه ای بکشه حیات حق همه است حتی همون مار یا عقرب اما تو محل زندگی خودشون
همه این حرفها رو گفتم که بر گردیم به اصل خلقت آدم و هر حیوون دیگه که به یه دلیل خاص آفریده شده و اگه ما به آفرینش هر کدوم از حیوانات احترام بذاریم یه نمونه دین داریم که بسیار مقدسه .
اگر من یا شما یا هر شخص دیگه حریم خودمون رو بشناسیم و به تمام اطرافیامون احترام بذاریم می دونید چی میشه.
اگه کسی دزدی نکنه یا به حریم خصوصی دیگران تجاوز نکنه میدونید چی میشه؟
غیر از امنیت
غیر از آرامش
بله درسته
دیگه ساختمونی به اسم زندون نیست
دیگه کسی قفل نمیسازه اکثر کلید سازی ها درش بسته میشه
دیگه دسته چک لازم نیست چون همه به هم احترام میذارن
کسی شبها در خونه وماشین و مغازش رو نمیبنده
دیگه هیچ وقت صدای آژیر نمیشنوی و .....
اصلا شکل دنیا عوض میشه همه به شکل دیگه ای در میان
حالا شمایی که داری این مطالب رو میخونی دنیا رو اینجوری دوست داری.؟
پس اول نوبت خودته وبعد ...
راستی راستی اونی که یه گربه رو میکشه داره یه جورایی قوانین خدا رو نقض می کنه هیچ فرقی هم با آدم کشی نداره هر دو تاش گرفتن جون یه حیوونیه که خدا بهش حق حیات داده اون کسی که یه گربه رو می کشه نا خود آگاه داره با خدا مبارزه می کنه.... درسته ؟
شما می دونید بیشتر امراضی که توی بدن آدما پیدا میشه از مصرف زیاد گوشت و چربی جاته و حتما هم این رو می دونید که انسانهایی که زیاد گوشت می خورند یه جورایی خشن تر از دیگرانند.
اونهایی که شکارچی یا قصابند که هیچ.
حتما این رو هم به خوبی می دونید که بیشتر داروهایی رو که ما مصرف می کنیم گیاهی یا عصاره گیاهانند پس یه نتیجه کلی خودتون از این حرف بگیرید.
بیایید گیاه خوار شویم
+
نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 10:8  توسط مصطفی
|
یه حرف تازه
تا حالا مهمونی رفتی؟ خوب معلومه که رفتم
با ارزش ترین چیزی که برای دوستت بردی چی بوده؟
شاید با ارزش ترین چیزی که تو خونتون بوده رو براش هدیه بردی شاید اون چیز با ارزش رو خودت نیاز نداشتی بردی واس اون شاید هم یه چیزی بردی که به قول معروف در دهن کدخدا رو گذاشته باشی همه اینا خوبه اما حرف من اینه که شما تو وجود خودت چقدر احساس رضایت کردی چقدر برای خوشحالی دوستت کار کردی ؟ یا چقدر برای انجام یه وظیفه معمول؟ آدم همیشه بهترین چیزش رو هدیه میده شاید دوست شما از یه عکس قدیمی که یاد آور خاطرات زیادیه خیلی بیشتر از یه سکه طلا خوشش بیاد مهم ارزش مادی نیست مخصوصا برای کسی که بی نیاز از مادیات باشه مهم در اینجا معنویته( اینو داشته باش)
شما نماز میخونی ؟
چرا میخونی؟
چی از اون میفهمی؟
به عربی میخونی یا به فارسی؟
چرا به زبون خودت نمی خونی؟
میخونی چون یه تکلیفه یا از سر شوق و احساس خدا گونه بودن ؟
من نمیدونم شما چطوری نماز میخونی اما خودم اون عملی رو که دوست دارم ومی دونم درسته وبه کسی ظلم نمیشه که هیچ بلکه به بنده ای کمک هم میشه اسمش رو گذاشتم نماز
اون کاری رو که بعد از انجامش احساس میکنم خدا گونه ای در روحم تجلی کرده.
من به اون نمازی که به زبون عربی و از سر تکلیف شبانه واگه نخونم جیز میشم رو نماز نمی دونم حتی اگه از خوندنش یه تکلیفی ازم سلب بشه.
مثل اینکه من یه آهنگ عربی رو گوش میدم ازش لذت میبرم اما از اون هیچی نمی فهمم وحتی نمدونم چرا با اینکه این همه آهنگ فهیم و زیبای فارسی هست من بازم آهنگ دیگری رو گوش میدم.
و اما از خودم بگذرم قرار شد که ما همیشه بهترین عملمون رو به خدا هدیه بدیم تا حالا شده با ماشینت یکی رو بکسل کنی و در هنگام شروع کار بگی (محض رضای خدا) اگه کردی این نمازه نه وضو می خاد نه مهر نه قبله
پس بیایید ناخود آگاه بدون اینکه حتی کسی بفهمه خدا پرست بشیم و این مهمه که چگونه بپرستیم در حالی که میدانیم چه میکنیم
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 8:8  توسط مصطفی
|
یه سوالی که همیشه تو ذهن من بوده و همیشه من در گیرش بودم اینه که چطور عیسی مرده زنده میکرده و مردمش بهش ایمان نمیاوردن فرعون چطور پشت سر موسی تو دریایی که موسی اون رو میشکافه وارد میشه وبهش ایمان نمیاره یا ماری که موسی میاره وتمام آلات سحر فرعون رو میبلعه وباز هم همه کافرند
حالا شما خودت انصاف بده فرق زمان ما با زمان موسی وعیسی چیه.
چطور ما بدون اینکه کسی مرده برامون زنده کنه واژدها بیاره یا دریا بشکافه میتونیم معتقد بمونیم.
ما یعنی بیشتر مردم حال حاضر دیندار کسانی که سعی دارن یه جوری دیندار باشن الان دارن با یه مشته داستان و قصه افسانه در مورد مذهبشون زندگی میکنن ودلشون رو به اینها خوش کردن ولی یکی مثل من که گمون میکنم هرگز این داستانها تو واقعیت نبوده با چی دیندار بمونم.
جالب برام اینه که تنها کسی رو که میشه حرفش رو باور کرد محمد پیامبر اسلامه که مثل اونهای دیگه نه پسر خداست نه به لاشه مرده روح میده نه چوب میزنه تا دریا رو بشکافه بلکه به آدم بودنش اون هم از نوع عادیش اعتراف داره ولی باز هم یه مسئله ای بد جوری ذهن من رو مشغول کرده چرا هدف محمد تنها خدا نیست وحکومت هم نقش داره چرا تودین خدا باید زور باشه چرا میگه دین در نزد خدا فقط اسلامه مگه عیسی که پیامبره حرف خدا رو نمیزنه یا موسی یا زردشت ویا هر پیامبری رو که میگه خدا رو بپرست مشکل من اینه اگه حرف اونها فقط خداست پس چرا تبلیغ دین خودشون رو میکنن اگر فقط خدا نیست و غیر از خدا هم کسی نقش داره که پس باید به پیامبر بودن بعضیهاشون شک کرد
اما من این قدر ها با اطمینان حرف نمیزنم نمی خوام با حرفهام شما یا دیگری رو منحرف کنم.
حرف من اینه
-دین چیه کارش چیه؟
-اگه من خدا رو بپرستم و به قانونهای طبیعت هم احترام بذارم و به حق کسی تجاوز نکنم این کفایت میکنه یا نه؟
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 11:22  توسط مصطفی
|